السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
116
تحرير الوسيله ( فارسى )
دارد از وصيّتش برگردد و آن را از اصل يا از بعضى از جهات و كيفيات و متعلّقات عوض نمايد ؛ پس حق دارد تمام موصى به يا قسمتى از آن را تعويض نمايد و وصى و موصى له و غير اينها را تغيير بدهد . و اگر از بعضى از جهات برگردد بقيهء وصيت به حال خودش باقى مىماند ، پس اگر وصيت نمايد كه ثلث او را در مصارف مخصوص مصرف نمايند و وصايت را براى زيد قرار دهد سپس بعد از آن از وصايت زيد برگردد و براى عمرو قرار دهد اصل وصيت به حال خودش باقى مىماند . و همچنين است اگر وصيت كند كه ثلث او در مصارف معينى به دست زيد مصرف شود سپس از آن مصارف به مصارف ديگرى برگردد ، وصيت به اينكه در دست زيد باشد به حالش باقى مىماند و به همين منوال . و همانطور كه در وصيت متعلق به مال ، حق رجوع دارد همچنين در وصيت به ولايت بر اطفال هم حق رجوع دارد . مسأله 61 - رجوع از وصيت ، با قول تحقق پيدا مىكند و آن ، هر لفظى است كه - با هر لغتى باشد - عرفاً ، دلالت بر رجوع نمايد مانند « از وصيتم برگشتم » يا « آن را باطل كردم » يا « از آن عدول نمودم » يا « آن را نقض نمودم » و مانند اينها . و با فعل هم تحقق پيدا مىكند و آن يا با معدوم نمودن موضوع آن است مثل تلف كردن موصى به و همچنين است نقل آن به ديگرى با عقد لازم مانند بيع يا با عقد جايز مانند هبهء همراه با قبض و يا با چيزى كه عرفاً رجوع حساب مىشود اگر چه موصى به ، به حالش و در ملك او باقى بماند ، مانند اينكه شخصى را در فروش موصى به ، وكيل نمايد . مسأله 62 - وصيت بعد از آنكه واقع شد ، به حالش باقى مىماند و به آن عمل مىشود ، در صورتى كه موصى از آن رجوع نكند ؛ اگر چه مدت آن طول بكشد . و اگر در رجوع او شك شود و لو از اين جهت كه شك در لفظ يا فعلى باشد كه رجوع است ، حكم به بقاى وصيت و عدم رجوع مىشود . اين در صورتى است كه وصيت مطلق باشد ، به اينكه مقصود موصى اين باشد كه مضمون وصيت واقع شود و بعد از مرگ او در هر زمانى كه قضاى الهى بر او برسد ، به آن عمل گردد و اما اگر مقيّد به مرگ او در مسافرت چنينى يا از بيمارى فلانى باشد و مرگ او در آن مسافرت يا از آن بيمارى اتفاق نيفتد ، اين وصيت باطل مىشود . و اگر در آستانهء مسافرت يا در حال بيمارى و مانند اينها وصيت كند و قرائن حالى يا مقالى